تبليغاتX
یه وبلاگ گروهی توپ

یه وبلاگ گروهی توپ

رو دست این وبلاگ وبلاگ گروهی ای نیست

کابوس

کوزه ای بردم لب یک چشمه و از آب خنک پر کردم و نشستم که پر از آب شود

 یک کبوتر میرفت پری از بال کبوتر افتاد

روی آن کوزه که آب خنک پر شده بود

 کوزه افتادو شکست و من از خواب پریدم تشنه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 21:10  توسط محمد  |